محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2203
مرآة البلدان ( فارسى )
كوچكى در دور اين چشمه ساختهاند و چشمه در وسط محوطه است . آب چشمه غليظ و بدرنگ و باعفونت و دو ذرع پائينتر از سطح زمين جريان دارد . اين آب مركب است از گوگرد و آهن و چنين معروف است كه اگر چيزى از قاذورات و كثافات ميان آن بيندازند باد و طوفان عظيمى برمىخيزد . مورخين قديم در فقرهء اين چشمه اغراقات نوشتهاند و گويند تا كثافات را پاك نكنند و از چشمه خارج نسازند باد و طوفان رفع نمىشود و هوا آرام نمىگيرد . بالجمله چشمهء بادخانى در دامنهء كوهى است كه پشت آن محال هزار جريب مازندران است . صاحب نزهة القلوب گويد در پنجفرسخى دامغان چشمهاى است كه آن را ايرادخوانى خوانند « 1 » . اگر از نجاسات چيزى در او فكنند باد و سرما و بارندگى مىشود و چون بردارند فرونشيند و چنين چشمه در مملكت غزنين هست . صاحب عجايب المخلوقات گويد زكريا بن محمود الغزنوى از قول صاحب تحفة الغرايب نقل مىنمايد كه در جبل دامغان چشمهاى است كه اگر در او نجاست بيندازند هوا به شدتى مختلف مىشود كه بيم انهدام ابنيه هست . آنچه محققين به دقت نظر معلوم كردهاند چشمهء بادخانى عملى خارق عادت و خارج از دايرهء طبع و طبيعت نيست . باد تندى كه از بحر خزر برمىخيزد و غالبا هبوب اين باد از نقطهء شمال مغربى به جنوب شرقى است و در مواضعى كه در محوطهء بحر خزر واقع شده اغلب دچار بادهاى سخت پىدرپى مىباشد . و چون درهاى كه آب چشمه على از آن جريان دارد به سمت شهر دامغان و جلگهاى كه اين شهر در آن واقع شده امتداد دارد و چشمهء بادخانى نيز در محاذات اين دره مىباشد گاهى افتادن كثافتى در اين چشمه برحسب اتفاق مقارن شده است با زمان وزيدن بادهاى سختى كه از بحر برمىخيزد و عوام الناس از قديم الايام تاكنون چنين تصور كردهاند كه وزيدن باد شديد در جلگهء دامغان يا اختلاف هوا به هر نوع به علت انداختن نجاست در چشمهء بادخانى بوده و هست و تا مصمم رفتن و پاك كردن آن مىشوند البته مدتى طول مىكشد و از براى وزيدن بادهاى تند انتها و حدى است . پس چنين گمان مىكنند كه ابتداى وزيدن باد به واسطهء نجاست در چشمهء بادخانى و قطع آن به جهت پاك و تميز كردن آن است و اگر غير از اينكه گفتيم باشد مسئله از قاعدهء طبيعت خارج است
--> ( 1 ) - در « نزهة القلوب » چاپى چنين نامى نيامده